تبليغاتX
عباس ریاحی -

عباس ریاحی

شعر ها - شعر دیگری و ثبت وقایع

وقتی می ایستم
پنجره را در آغوش می گیرم و
شبی را نگاه می کنم که وسعت اش به اضطرابم نمی رسد
من از تصور تنهایی این همه ستاره در آسمان ، ایستاده می لرزم
از فاصله های میان این همه روشنی
از روشنی بی حسابی که بیهوده می سوزد

من هنوز ایستاده ام و
وسعت شبی را نگاه می کنم که هیچ شبی به اضطراب من نرسید


+ نوشته شده در  88/02/28ساعت 4:15  توسط عباس ریاحی  |