تبليغاتX
عباس ریاحی -

عباس ریاحی

شعر ها - شعر دیگری و ثبت وقایع

 

تنها می دانم
چمدانم خالی بود و
هوا لبریز از سوز اول دی ماه
   - از قطار پیاده شدم

          * * *

حالا چمدانم باز است
هنوز خیلی جا دارد
پر است از راه های نرفته و
کار های نکرده
اما
خسته ام و منتظر

        * * *

چمدانم را دیگر بسته ام
نه راهی مانده و
نه کاری.

زیر کتری را روشن کرده ام
سیگارم را می سوزانم
تا
اولین برف دی ماه و
قطاری که سراسیمه وارد ایستگاه می شود

 

+ نوشته شده در  88/02/04ساعت 23:2  توسط عباس ریاحی  |