تبليغاتX
عباس ریاحی - غزل

عباس ریاحی

شعر ها - شعر دیگری و ثبت وقایع

 

حرفم چه دیدنی و نگاهم شنیدنی است
یعنی نبین مرا نشنو، یار رفتنی است
حالا دگر غمم به فزونی رسیده است
برخوان تو قصه ام، چو تو خوانی شنیدنی است
شب می رسد ز ره که در او گم شوم دگر
گر همرهی، بیا ره من سخت دیدنی است
من بایدم که ره سوی تو با تو طی کنم
یادت مگر نمانده که دستم گرفتنی است
من مرگ را گزیده ام آسایه ی من است
همسایه است زندگی ام، بس ندیدنی است
دیگر قرار من همه شد بی قراری ام
گفتم به تو پرنده همیشه پریدنی است

۲۱ دی ۸۷

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 17:20  توسط عباس ریاحی  |