تبليغاتX
عباس ریاحی

عباس ریاحی

شعر ها - شعر دیگری و ثبت وقایع

                                                  عنوان پست: فیلمی از Ben Affleck

دوباره همه نیستند
من مانده ام و
تویی که رفته ای.
من مانده ام و
حرف هایی که برای نگفتن آماده کرده بودم.

   ۲۲ فروردین ۸۸

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 23:54  توسط عباس ریاحی  | 

 

خیال خام تو، سیگار، چای، بهتر از این؟
تو رفته، خاطره مانده به جای، بهتر از این؟

       دیشب پس از کافه شوکا با دوستم. شاید ادامه داشته باشد...

+ نوشته شده در  88/01/20ساعت 17:53  توسط عباس ریاحی  | 

 

حالا که دیگر همه چیز تمام شده
باید تشکر کنم
تشکر می کنم
بابت همه چیز:

تقویمی که ورق خورد
سر رسید هایی که کهنه شدند
موی سیاهی که سپید شد
حرمتی که از میان رفت
غرور محتضری که مرد
عهد نیمه بسته ای که گسست
فاصله ای که با دوری ات پر شد
حال بدی که خراب شد
خواب های آشفته ای که کابوس شدند
شعر های خاکستری ، که سیاه شدند
قصه ای که نیمه کاره رها شد
غم و غصه گذرایی که پایدار شد
شادی گه گاهی که گم شد
آرامش کوتاهی که تمام شد
.
.
.
خسته ام و
خیلی چیز ها از قلم افتاد -  ببخشید

راستی
به خاطر یک چیز مدیون تو ام
                        - تشکر کم است -
مدیون تو ام که
تنهایی -  به معنای واقعی -  را هدیه دادی

این پایان را از ابتدا خوانده بودم
چه کسی خوب و بد را واقعن می داند
خودمانیم ها
اما تو
تقدیری بودی که بر تدبیر من خنده کردی .

 

+ نوشته شده در  88/01/10ساعت 19:29  توسط عباس ریاحی  | 

عنوان پست: مصرعی از محمد علی بهمنی

خبر که نمی کنی
در زدن هم که بلد نیستی
.
.
.
با تو ام زن جوان سیاه پوش
زن جوان سیاه پوشی که گاه و بی گاه،
خواب هایم را مهمانی

تویی که می آیی - می روی
و گاهن می مانی!

۸ فروردین ۸۸

+ نوشته شده در  88/01/09ساعت 0:43  توسط عباس ریاحی  |