تبليغاتX
عباس ریاحی

عباس ریاحی

شعر ها - شعر دیگری و ثبت وقایع

 

نقل از وبلاگ سادگی

بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند...

هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم...

خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود. ..

من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم...

به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله...

سیّد محمّد خاتمی
26 اسفند 1387

متن کامل بیانیه 

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 21:26  توسط عباس ریاحی  | 

 

حرفم چه دیدنی و نگاهم شنیدنی است
یعنی نبین مرا نشنو، یار رفتنی است
حالا دگر غمم به فزونی رسیده است
برخوان تو قصه ام، چو تو خوانی شنیدنی است
شب می رسد ز ره که در او گم شوم دگر
گر همرهی، بیا ره من سخت دیدنی است
من بایدم که ره سوی تو با تو طی کنم
یادت مگر نمانده که دستم گرفتنی است
من مرگ را گزیده ام آسایه ی من است
همسایه است زندگی ام، بس ندیدنی است
دیگر قرار من همه شد بی قراری ام
گفتم به تو پرنده همیشه پریدنی است

۲۱ دی ۸۷

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 17:20  توسط عباس ریاحی  | 

 

 

سید محمد خاتمی رسمن از کاندیداتوری کناره گیری کرد

+ نوشته شده در  87/12/25ساعت 18:35  توسط عباس ریاحی  | 

 

از کوچه ها عبور می کنیم
انگار نه انگار
از خیابان ها
از جاده ها
از شهر ها
از کشور ها
بعضی ها فکر می کنند
کوچه بن بست، کوچه ای است که بسته بودن اش پیدا باشد
یا لااقل تابلویی این را تصدیق کند
اما من فکر می کنم
این کوچه ها و خیابان ها و جاده ها و ...
همه به یک راه ختم می شوند
به این کوچه ها و خیابان ها و جاده ها و ....

۹ اسفند ۸۷

+ نوشته شده در  87/12/24ساعت 16:3  توسط عباس ریاحی  | 

 

چطور ادامه دهم
وقتی پس هر خنده ای،
ویرانی نهفته است
وقتی پشت هر سلامی،
خداحافظی
وقتی کسی که می آید،
می رود.

    - وقتی می دانم همه چیز موقتی است -

وقتی دیواری که امروز پناهم است
فرو خواهد ریخت
وقتی چشمانی که بی رحمانه
دلی را می لرزاند
روزی غذای هزار موریانه بی تاب می شود
وقتی دستی که امروز گونه ام را نوازش می کند
فردا
شاید
قسمتی از سیب گندیده ای باشد
در کیف مدرسه دخترکی بازیگوش
با این همه
تو بگو
چطور ادامه دهم؟

۹ اسفند ۸۷

 

+ نوشته شده در  87/12/24ساعت 15:31  توسط عباس ریاحی  | 

 

بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار
روز فراق را که نهد در شمار عمر؟

                                                  حافظ

+ نوشته شده در  87/12/17ساعت 23:44  توسط عباس ریاحی  |