می سوزند
در حسرت بوسه نا تمام در ایستگاه
فکر می کنی:
اگر قطار سوت نمی کشید!
۱۸شهریور۸۷
پنج سال بیشتر نداشتم
که شال گردن آدم برفی ام را گره زدم
پدرم روی بام آمد:
بیا برویم
باید سفر می رفتیم
که رفتیم
- یک هفته مثل کابوس
آمدیم
به روی بام رفتم و دیدم
شال گردن آدم برفی ام را پهن شده روی زمین.
گذشت...
حالا بیست و پنج سال دارم
خسته از سفری دیگر
درب خانه را باز می کنم
درب اتاق
کمد
تمام پیراهن هایت بر چوب رختی جا مانده اند
می گویند:
چند روزی است دیگر لباس نمی پوشی.
و
نفرین به سفر
۱۹شهریور۸۷
دفتر شعر/ در بندر آبی چشمانت.../ نزار قبانی/ نشر چشمه
تقریبن یک هفته پیش نیمه های شب در ماشین یکی از دوستان بحثی در باره شاعران معاصر و جریان های شعری در دنیا و در ایران - پس از نیما- در گرفت. بحث خوبی بود. نه از جهت مطول گویی. نه! از این جهت که در این میان یکی از دوستان شوریده حال اشعاری را به زبان عربی خواند و گفت: پسر ببین عرب ها در شعر چه کرده اند و در جهان چه جایگاهی دارند. من به شوخی گفتم: مگر عرب هم شاعر می شود. (الان حتی از به شوخی گفتن اش هم پشیمانم) می خواستم لج او را در بیاورم و حس اش را خراب کنم. با این که از شاعران معاصر عرب خوانده بودم و لذت برده بودم. اما دوست هنوز شوریده حال ام گفت: فلان کتاب از فلان کس را بخوان! ببین شعر چه می کند. و بعد برای دل خودش شروع کرد به ادامه دادن خواند اشعار به عربی و هر از گاهی به فارسی. فردای آن شب سریع به کتاب فروشی رفتم. کتاب را خریدم و به خانه که آمدم شروع کردم به خواندن. دوستم اگر باز هم بگوید فلانی را بخوان می خوانم. چون با این کتاب خاطره های خوشی برای من بجای ماند. دوست دارم شما هم لذت ببرید. البته شاید.


دوم: فیلم نیوه مانگ- نیمه ماه Half Moon آخرین ساخته بهمن قبادی فیلم ساز خوب ایرانی. تصویر برداری این فیلم توسط Nigel Bluck ( فیلم بردار آرباب حلقه ها The Lord of the Ring 2003 ) انجام شده. پس از دیدن فیلم اگر از فیلم لذت نبرده باشید از تصویر برداری فوق العاده اش راضی خواهید بود. قول میدم! اما من واقعن از فیلم لذت بردم و اصلن حال کردم. بازگشت دوباره هدیه تهرانی و ادامه روند بازی های ناب و اصیل گلشیفته فراهانی به رغم کوتاهی آنها خاطره خوبی به حا گذاشت. و از همه مهم تر بازی دو نابازیگر و بقیه کردها. واقعن زیبا بود. جدای استعداد آنها باید تایید کرد که بهمن قبادی کارش را می داند. به نظر من فیلم از لحاظ داستان در سطح خوبی به سر می برد و از لحاظ جنبه های هنری و بصری در سطح بالاتری. دیدن این فیلم رو خیلی خیلی به دوستان توصه می کنم.
می مردم و از نو متولد می شدم.
حالا دیگر پلک نمی زنی و
ایستاده ام در مقابل ات
- به رقص در آمده ام
نه!
این قدر ها هم سخت نیست
داشتی گریه می کردی
بالا می رود و
خاکستر اش پایین
بدن ام را
احتمالن در زمین دفن می کنند
روحم - حتمن - به آسمان می رود.
سرنوشت سیگار دست من است و
سرنوشت من دست ...
شاید مخالف باشی اما
زندگی آن قدر ها هم که می گویند بد نیست
افتضاح است.
۴ شهریور ۸۷
