تبليغاتX
عباس ریاحی

عباس ریاحی

شعر ها - شعر دیگری و ثبت وقایع

کجا رفتی؟

دلم در حسرت رويت چنين آهسته می ميرد

نگاهم هر کجا گردد تورا هرگز نمی بيند.

کجا رفتی؟

چرا رفتی؟

من اينجا اينچنين غمگين و غمناکم!

چرا از من گذشتی ای که من با تو فرحناکم.

پس از تو من نگاهت را نمی يابم به شب های سياه و روز بارانی.

صدای مهربانت در دل تنگم چو فانوسی به هر سو می زند سوسو.

..........................

نگاهم همچنان در حسرت خورشيد رويت اشکها می ريزد و

              آرام می گويد:

                                    کجا رفتی؟

                                   چرا رفتی؟

              اگه اسمشو بشه گذاشت شعر

                                      شاعرش خودمم!!

                                        کلاردشت/۲تیر۸۴

+ نوشته شده در  84/04/27ساعت 1:59  توسط عباس ریاحی  | 

امروز روز بسیار بدی بود

چون ما تو خونه دختر خاله یمان کمی تا قسمتی اسکل شدیم.

خدا کند شما اسکل نشوید چون ما شدیم و خیلی بد شد.

حدود ۴ ساعتی بود که ما منتظر بودیم تا پرده های خونه شون

 رو نصب کنند. مجددا اشاره می کنم که اسکل شدیم. شدید!

حالا اینا هیچی بخوره تو سر بیلگیتس ولی برگشتنی اومدیم یکی

رو اسکل کنیم نگو شنید و دعوا را انداخت...

از شانس ما طرف زن بود و من هم با اینکه پسر بودم کلی بهش گیر دادم

و یه دعوا لفظی مفصل پیش اومد.

خلاصه امروز کلی ...خوردیم و خدا به سر شما نیاورد انشا الله!

 

+ نوشته شده در  84/04/11ساعت 18:19  توسط عباس ریاحی  | 

...اصلاح طلبی از دموکراسی شکست نخورده بلکه با پيروزی اصولگرايی

 در بستر دموکراسی اين اصلاح طلبی است که به پيروزی رسيده.

...............................................................................

رای مردم گرچه به آقای احمدی نژاد (حق) رياست جمهوری

 می دهد اما (حق) نقد را از ما نمی گيرد.

.............................................................................

دموکراسی مشروعيت ساز است اما الزاما حقانيت آفرين نيست.

ما می توانيم رياست جمهوری آقای احمدی نژاد را شادباش بگوئيم

اما همچنان بر رای و نظر متفاوت خود اصرار کنيم.

...........................................................................

               

مطالب فوق برگزيده از مقاله خردمندانه و بصيرانه روز يکشنبه

 محمد قوچانی در روزنامه شرق است.

 

+ نوشته شده در  84/04/08ساعت 21:21  توسط عباس ریاحی  | 

آقا ما حدود يه هفته پيش خير سرمون اومديم بريم سينما!

بچه های فاميل با هم به اجماع رسيديم که بريم شارلاتان

چشمتون روز بد نبينه چون چشم ما فيلم آشغالی بنام شارلاتان

را ديد! به شما توصيه ای برادرانه يا خواهرانه می کنم که از

بيست متری سينما هايی که شارلاتان دارند يا به طور کلی فيلم هايی که آرش معيريان  کاگردانی کرده رد نشويد چون بشدت کلاستان افت می کند اساسی!! من نمی دانم کی اين سوژه های آبکی رو تحويل آرش خان می ده؟

من خودم به شخصه اگه مارمولک رو برای سی و چهارمين بار

 می ديدم بيشتر حال ميکردم.اگه شما هوس کرديد بريد ازين فيلم های شروور نگاه کنيد پليز!! بريد سی دی شاخه گلی برای عروس را بخريد و کلی باحاش حال کنيد و به جان من دعا کنيد.

اگه پيشنهاد فيلم مناسبی داريد بگيد فقط تورو خدا مواظب قلب من باشيد که با باطری کار ميکنه!!

 

                                    

 

 

+ نوشته شده در  84/04/08ساعت 21:21  توسط عباس ریاحی  | 

خاتمی، خاتمی ما مثل يک رويای شيرين گذشت.

با اين کابوس جديد چه کنيم؟؟

 

+ نوشته شده در  84/04/05ساعت 12:4  توسط عباس ریاحی  |