تبليغاتX
عباس ریاحی

عباس ریاحی

شعر ها - شعر دیگری و ثبت وقایع

من شنیدم خنده بر هر درد بی درمان دواست

خنده هایت تیر بر قلب من است

در جواب بیقراریهای من

خنده هایت پاسخ اشک من است.

                                         قشنگ بود؟؟؟

                                                   قابل نداشت!!!

 

+ نوشته شده در  84/02/31ساعت 15:18  توسط عباس ریاحی  | 

کی می شود ما تورا ببینیم؟

آنگاه که با پرچم بر افراشته نصرت دیده می شوی.

(برای آقایم)

+ نوشته شده در  84/02/31ساعت 14:54  توسط عباس ریاحی  | 

بیا ازره که تنهایم

من دلتنگ، من غمگین، من خسته!

دلم تنگ است، دلتنگ مه رویت.

دلم تنگ است، دلتنگ نگاه مهربان و روی نیکویت

بیا از ره که تنهایم

بیا از ره، غبار و گرد راهت، سرمه چشم ترم باشد.

بیا از ره، کلید قفل قلبم در نگاه روشنت باشد.

بیا از ره، به رویم یک نظر بنداز تا شاید سیاهی از دلم بار سفر بندد.

بیا از ره، دلم از شوق دیدار تو در سینه نمی گنجد.

بیا از ره که تنهایم.

تهران.۸۴/2/۲۱

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  84/02/28ساعت 18:32  توسط عباس ریاحی  | 

+ نوشته شده در  84/02/22ساعت 13:50  توسط عباس ریاحی  | 

منتظر جدید ترین شعرم با شید!

                                             پلیز!

+ نوشته شده در  84/02/20ساعت 16:47  توسط عباس ریاحی  | 

تقدیم به همتون که کلی گلید

تقدیم به همتون به مناسبت این بارون به یاد ماندنی (یکی منو بگیره)

 

 

+ نوشته شده در  84/02/13ساعت 16:25  توسط عباس ریاحی  | 

بالاخره دعاهای من کار خودش روکردها

حال می کنید که چه بارونی گرفته؟

اونایی که بارون دوست ندارن لطفا فوت شوند!

 

 

+ نوشته شده در  84/02/13ساعت 16:13  توسط عباس ریاحی  | 

من شنیدم خنده بر هر درد بی درمان دواست

خنده هایت تیر بر قلب من است

در جواب بیقراریهای من

خنده هایت پاسخ اشک من است.

+ نوشته شده در  84/02/13ساعت 16:3  توسط عباس ریاحی  | 

اولین سالگرد گل آقای ایران

                                                                            مرحوم کیومرث صابری

+ نوشته شده در  84/02/11ساعت 15:58  توسط عباس ریاحی  | 

معلم ادبیات ما می گفت:

تو بچگی عقل آدم توی پاهاشه

تو نوجوانی عقل آدم تو کمرشه

تو جوانی عقل آدم تو شکمشه

تو میانسالی عقل آدم تو سرشه

تو کهنسالی عقل آدم از سرش می ره

+ نوشته شده در  84/02/11ساعت 15:53  توسط عباس ریاحی  | 

 

 

دلت که مثل سیر و سرکه بجوشه چیکار میکنی؟

+ نوشته شده در  84/02/09ساعت 0:45  توسط عباس ریاحی  | 

کلا زدن حرف های جوات مثل

ایول-جون-گرخید-استراخ-خفن-جیغیز-و...

کاربرد اساسی در فول جوات سیستم بودن شما دارد!

طریقه استفاده در صحبت هایتان:

ایول/هنگام برخورد با خانم باکلاس جوانی در ترافیک نزدیک خیابان مولوی در حالیکه

شما تریپ مشتی زده اید و سوار پیکان جوانان زرد قناری خود هستید و فرصت را مغتنم شمرده اید و

 با لنگ نو خود شیشه ماشین خود که عکس لیلا فروهر را به آن چسبانده اید را پاک

می کنید! از خانم جوان با خودشیرینی و در حالیکه خیلی به خود فشار می آورید که

سوتی ندهید میپرسید:

همشیره می خوای به عینک ماشینت یه حالی بدم؟

خانم حرفی نمی زنه و شیشه را بالا میدهد و صدای آهنگ انریکه رو زیاد میکند و به روی

خودش هم نمی آورد.

شما می پرسید:

ایول تیریپ کل کله بابا ماهم سیستم داریم!

و اهنگ چی صدا کنم تورو لیلا فروهر رو زیاد می کنید و ...

بالاخره شما که جوان سالمی هستید و اهل دود و سیگار هم نیستید با معرفت هستید

موفق میشوید مخ خانم جوان را بزنید و برای خواستگاری وقت بگیرید و ...

بقیه کلمات هم بعدامیگم!

+ نوشته شده در  84/02/08ساعت 17:39  توسط عباس ریاحی  | 

حریص ترین حیوانات مگس است و قانع ترین

آنان عنکبوت.پس خداوند حریص ترین را روزی

قانع ترین نمود!

                                          افلاطون

+ نوشته شده در  84/02/07ساعت 21:55  توسط عباس ریاحی  | 

هرگاه حس کردی سخن گفتن نقره است

بدان سکوت طلاست!

از وسایای لقمان به فرزندش.

+ نوشته شده در  84/02/07ساعت 21:55  توسط عباس ریاحی  | 

که امشب

نیمه شب

خورشید می تابد!

زشرق آفرینش اختر امید می تابد!

+ نوشته شده در  84/02/06ساعت 2:35  توسط عباس ریاحی  | 

 

پیشنهادای این کتاب جیبی روبخونید:

((اندرزهای کوچک زندگی_جکسون براون))

_ بدان چه موقع باید حرف بزنی.

_ بدان چه موقع باید سکوت کنی.

_ همواره به عزیزت عشق بورز وهیچ فرصتی رابرای

ابراز عشق از دست مده.                                   کوچیک شمام...

+ نوشته شده در  84/02/04ساعت 22:35  توسط عباس ریاحی  | 

 

               انگار اون بارون های زمستون یه رویا بود تورو

               خدا دعا کنید بارون بیاد!

+ نوشته شده در  84/02/04ساعت 16:4  توسط عباس ریاحی  | 

+ نوشته شده در  84/02/04ساعت 15:55  توسط عباس ریاحی  | 

مجنون تو لیلای زمانه است(قبلا)

 در بند تو مولای زمانه است(امشب)

+ نوشته شده در  84/02/04ساعت 0:1  توسط عباس ریاحی  | 

شاهد مرگ غم‌انگيز بهارم چه کنم
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم
نيست از هيچ طرف راه برون‌شد ز شبم
زلف افشان تو گرديده حصارم چه کنم
از ازل ايل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته اين ايل و تبارم چه کنم
من کزين فاصله غارت شده چشم توام
چون به ديدار تو افتد سر و کارم چه کنم
يک به يک با مژه‌هايت دل من مشغول است
ميله‌هاي قفسم را نشمارم چه کنم

                                         زنده یادحسن حسینی

+ نوشته شده در  84/02/03ساعت 15:57  توسط عباس ریاحی  | 

ببین آنتوان چوخوف واسه دانشجوهای در پیت و ته پیت

چی گفته:

دانشگاه تمام استعداد های انسان از جمله بی استعدادی را

 نمایان می سازد!

حالا هی بخون تا بری دانشگاه!

داداش من،آبجی من قبلش برو تو سید خندان دنبال یه موسسه

جنبه آموزی بگرد بعد برو کلاس کنکور!

البته دور از جون با جنبه هاش!!!

                                             قربون ادبتون!

 

+ نوشته شده در  84/02/03ساعت 15:32  توسط عباس ریاحی  | 

عجب مقامی است نیستی

که هر کجا ایستی

کس نداند کیستی!

                          خواجه عبد الله انصاری

+ نوشته شده در  84/02/03ساعت 0:51  توسط عباس ریاحی  | 

+ نوشته شده در  84/02/03ساعت 0:19  توسط عباس ریاحی  | 

آخرین شعر نو من

چون هما از ره رسیدی

بال های مهربانت را گشودی بر من بی برگ و بر

سایه سار مهربانت، بوستان زندگانی آفرید!

چون هما از ره رسیدی

در نگاه مهربانت؛ خسته ای دیدم که دیگر خسته نیست!

چون هما از ره رسیدی

در حصار گیسوانت؛ بنده ای دیدم که دیگر بنده نیست!

                                                  عباس ریاحی

 

+ نوشته شده در  84/02/02ساعت 22:51  توسط عباس ریاحی  | 

خواستم تو را بكشم و هربار بر آن نظر بيفكنم

ولي وقت كم بود و رفتي...

+ نوشته شده در  84/02/02ساعت 1:16  توسط عباس ریاحی  |